محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
440
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
درستى آن ترديد نمىكند . نمونه آن در آيه زير ديده مىشود : « به آنها [ حتى ] اف مگو و به آنان پرخاش مكن و با آنها سخنى شايسته بگوى . » « 1 » در اينجا خداوند از گفتن « اف » به پدر و مادر نهى كرده است ؛ بنابراين آزار دادن و كتك زدن آنها به طريق اولى جايز نيست . علت تحريم در اين آيه همان آزاررسانى به پدر و مادر است و اين علت در موارد كتك زدن به روشنى بيشترى ديده مىشود . نمونههاى فراوانى از فروتنى در برابر سخن حق در سيره پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و امامان ديده مىشود . در روايتى آمده است كه روزى مردى از باديه به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله خدا گفت : اى محمد ! اموالى كه در دست تو است ، از آن پدرت يا خداوند است ؟ يكى از اصحاب به خشم آمده و به روى آن مرد شمشير كشيد . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله او را از اين كار منع كرد و گفت : رهايش كن كه او حق دارد سخن حق خويش را بگويد . « 2 » ( فإنّي لست في نفسي بفوق أن أخطئ و لا آمن ذلك من فعلي ) همه انسانهاى بزرگ خود را در موضع اتهام قرار داده و به خود بدگمان هستند ؛ هرچند از پيامبران خدا باشند . براى نمونه ، حضرت يوسف پس از اثبات بىگناهيش فرمود : « و من نفس خود را تبرئه نمىكنم چرا كه نفس قطعا به بدى امر مىكند مگر كسى را كه خدا رحم كند زيرا پروردگار من آمرزنده مهربان است . » « 3 » چه اينكه حتى ايمان به خدا نيز نيازمند يارى و توفيق او است : « اين [ آيات ] پندنامهاى است تا هركه خواهد راهى به سوى پروردگار خود
--> ( 1 ) . فَلا تَقُلْ لَهُما أُفٍّ وَ لا تَنْهَرْهُما وَ قُلْ لَهُما قَوْلًا كَرِيماً اسراء / 17 : 23 . ( 2 ) . صحيح بخاري : 3 / 62 ؛ صحيح مسلم : 5 / 54 . ( 3 ) . وَ ما أُبَرِّئُ نَفْسِي إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلَّا ما رَحِمَ رَبِّي إِنَّ رَبِّي غَفُورٌ رَحِيمٌ يوسف / 12 : 53 .